جمعه، مهر ۰۷، ۱۳۹۱
سهشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۹۱
هشدار وزارت اطلاعات ایران نسبت به شورش های اجتماعی در اعتراض به شرایط اقتصادی
العربیه : در گزارشی محرمانه عنوان شده است
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در گزارشی محرمانه از احتمال وقوع شورش های اجتماعی در اعتراض به شرایط اقتصادی این کشور خبر داده است.
سایت اصلاح طلب "کلمه" از گزارش های اقتصادی و اجتماعی خبر داده که در هفته های اخیر در اختیار مسئولان بلندپایه ایران قرار گرفته است.
برپایه این گزارش، یکی از زیرمجموعه های دولت احمدی نژاد، اخیرا از رو به اتمام بودن ذخایر ارزی ایران خبر داده است. این نهاد افزوده است که احتمال دارد دولت در ماه های آینده، توان پرداخت حقوق کارمندان خود را نخواهد داشت.
وزارت اطلاعات هم در گزارشی محرمانه، درباره احتمال وقوع شورش های اجتماعی در اعتراض به شرايط اقتصادی کشور هشدار داده است.
در این گزارش نیز که در کمیسیون اقتصادی دولت احمدی نژاد مطرح شده است، بر اتمام ذخایر ارزی ایران تا شش ماه آینده تاکید شده است.
نرخ واقعی برابری ارزش دلار با ريال نيز در اين گزارش، به ازای هر دلار 67هزار ريال برآورد شده است.
همچنين اين گزارش خبر داده که با توجه به افزايش مداوم کسری بودجه دولت، طی سه ماه آينده وزارتخانه ها و دستگاه های دولتی در پرداخت حقوق کارکنان و مجموعه های مرتبط با خود دچار مشکل خواهند شد.
در پی طرح این گزارش، بخشنامه ای با طبقه بندی برای همه زيرمجموعه های دولت و دستگاه های اداری ارسال شده که در آن از احتمال کاهش 50درصدی حقوق و دستمزد ماهانه کارمندان در صورت تداوم وضعيت کنونی سخن گفته شده است.
در این بخشنامه از بالاترين مقام مسئول هر دستگاه خواسته شده تدابير لازم را جهت پيشگيری از وقوع هرگونه نارضايتی در ميان کارمندان و کارکنان آن دستگاه را پيش بينی کند.
برپایه گزارش "کلمه" در شماره اخير بولتن محرمانه وزارت اطلاعات نيز با اشاره تلويحی به اين شرايط دشوار اقتصادی، از احتمال بروز شورش گرسنگان به ويژه در حاشيه شهرهای بزرگ کشور سخن به ميان آمده است.
پیشتر در شهر نیشابور در اعتراض به قیمت مرغ، اعتراض خیابانی در گرفته بود.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در گزارشی محرمانه از احتمال وقوع شورش های اجتماعی در اعتراض به شرایط اقتصادی این کشور خبر داده است.
سایت اصلاح طلب "کلمه" از گزارش های اقتصادی و اجتماعی خبر داده که در هفته های اخیر در اختیار مسئولان بلندپایه ایران قرار گرفته است.
برپایه این گزارش، یکی از زیرمجموعه های دولت احمدی نژاد، اخیرا از رو به اتمام بودن ذخایر ارزی ایران خبر داده است. این نهاد افزوده است که احتمال دارد دولت در ماه های آینده، توان پرداخت حقوق کارمندان خود را نخواهد داشت.
وزارت اطلاعات هم در گزارشی محرمانه، درباره احتمال وقوع شورش های اجتماعی در اعتراض به شرايط اقتصادی کشور هشدار داده است.
در این گزارش نیز که در کمیسیون اقتصادی دولت احمدی نژاد مطرح شده است، بر اتمام ذخایر ارزی ایران تا شش ماه آینده تاکید شده است.
نرخ واقعی برابری ارزش دلار با ريال نيز در اين گزارش، به ازای هر دلار 67هزار ريال برآورد شده است.
همچنين اين گزارش خبر داده که با توجه به افزايش مداوم کسری بودجه دولت، طی سه ماه آينده وزارتخانه ها و دستگاه های دولتی در پرداخت حقوق کارکنان و مجموعه های مرتبط با خود دچار مشکل خواهند شد.
در پی طرح این گزارش، بخشنامه ای با طبقه بندی برای همه زيرمجموعه های دولت و دستگاه های اداری ارسال شده که در آن از احتمال کاهش 50درصدی حقوق و دستمزد ماهانه کارمندان در صورت تداوم وضعيت کنونی سخن گفته شده است.
در این بخشنامه از بالاترين مقام مسئول هر دستگاه خواسته شده تدابير لازم را جهت پيشگيری از وقوع هرگونه نارضايتی در ميان کارمندان و کارکنان آن دستگاه را پيش بينی کند.
برپایه گزارش "کلمه" در شماره اخير بولتن محرمانه وزارت اطلاعات نيز با اشاره تلويحی به اين شرايط دشوار اقتصادی، از احتمال بروز شورش گرسنگان به ويژه در حاشيه شهرهای بزرگ کشور سخن به ميان آمده است.
پیشتر در شهر نیشابور در اعتراض به قیمت مرغ، اعتراض خیابانی در گرفته بود.
از فیسبوک با شنیدن خبر سقوط بشار اسد به خیابانها می ریزیم زنده باد انقلاب www.facebook.com/enqelab.iran
![]() |
| برای ورود به کمپین اعتراضات سراسری لطفا اینجا کلیک کنید |
دوشنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۹۱
اطلاعیه مهم !
یک جرقه می تواند انبار باروت خشم ملت ایران را شعله ور کند و برای همیشه به حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی پایان دهد و این جرقه می تواند سقوط بشار اسد باشد !
این موضوع را دست کم نگیریدما می توانیم اگر متحد شویم و قدرت خودمان را باور کنیم !
این پیغام را در فیسبوک تویتر بالاترین به صورت پیامک و هر راه دیگری که می توانید انتشار دهید ما چیزی از سایر کشورهایی که توانستند دیکتاتورهایشان را بیرون کنند کمتر نداریم !
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد !
این موضوع را دست کم نگیریدما می توانیم اگر متحد شویم و قدرت خودمان را باور کنیم !
این پیغام را در فیسبوک تویتر بالاترین به صورت پیامک و هر راه دیگری که می توانید انتشار دهید ما چیزی از سایر کشورهایی که توانستند دیکتاتورهایشان را بیرون کنند کمتر نداریم !
مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد !
جمعه، شهریور ۱۰، ۱۳۹۱
خامنه ای بدونه به زودی سرنگونه!
سه سال قبل هم حسنی مبارک رئیس همین اجلاس بود!
برگزاری شانزدهمین اجلاس کشورهای عضو جنبش عدم تعهد درتهران باردیگر توجهات را به سمت نقشی که تجمع این کشورها می تواند در عرصه بین المللی و رقابتها و منازعات جاری بین کشورها و تحولات درونی این کشورها داشته باشد، جلب کرده است. برای اینکه دریافت شود که جنبش عدم تعهد چه نقشی را در بدو تاسیس برای خود تعریف کرده بود؟ و درعمل چه کرده است؟ و امروز در کجای کار
است؟ نگاهی کوتاه به سوابق و عملکرد آن می تواند روشنگر باشد.
نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعهدها معروف شدند، در سال ۱۹۵۵ درکنفرانس باندونگ در شهر باندونگ اندونزی انجام شد. جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و احمد سوکارنو رؤسای وقت حکومت کشورهای هند، مصر و اندونزی در این اجلاس اندیشه تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند. چون این اتفاق کمی بعد از استقلال هند رخ میداد تحت تأثیر جهان بینی ماهاتما گاندی نیز قرار داشت.
تشکل کشورهای غیر متعهد در سال ۱۹۶۱ میلادی برابر با۱۳۴۰ خورشیدی در اوج جنگ سرد و فضای دوقطبی بین غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه کمونیسم و نه در اردوگاه سرمایهداری (امپریالیسم)، قرار داشتند، تشکیل شد. نام جنبش ابتدا «Non-Commitment» به معنی «غیرمتعهد» بود اما سریعاً به نام جدید «NAM» ((Non Alignment Movement تغییر یافت؛ با این حال در فارسی این جنبش به همان نام «غیرمتعهد» شناخته میشود.
اولین اجلاس سران عدم تعهد با حضور مارشال تیتو رهبر یوگسلاوی، قوام نکرومه رهبر غنا، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، جواهر لعل نهرو نخست وزیر هند و احمد سوکارنو رهبر استقلال اندونزی در سال ۱۹۶۱ در شهر بلگراد پایتخت کشور یوگسلاوی برگزار شد و این سازمان رسما موجودیت خود را اعلام کرد.
اعضای این جنبش تلاش داشتند در دوران جنگ سرد با تکیه براصول بنیادین آن به عنوان وزنه تعادل بین دوبلوک عمل کرده و پرده حفاظی برای کشورهای مستقل فراهم آورند اما اینکه چقدر توانستند به تحقق این امر یاری رسانند خود محل بحث و مناقشه بسیار است. با پایان جنگ سرد و فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم کشورهای عضو جنبش عدم تعهد دچار نوعی بیهویتی شده و دلیل وجود این جنبش که ایجاد موازنه منفی بین دو ابر قدرت دوران جنگ سرد بود از بین رفت. عدهای را فرض بر این است که جنبش عدم تعهد وارث موازین ضد آمریکایی یا همان ضد امپریالیستی است. این در حالیست که بسیاری از تحلیلگران سیاسی فلسفه وجودی چنین سازمانی را وابسته به جهان دوقطبی میدانند و دلیلی برای ادامه حضور جنبش در صحنه بینالمللی با معیارها و مختصات دوران جنگ سرد نمیبینند. ۱۱۸ کشور جهان از جمله ایران، که تقریباً بیش از دو سوم اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل میدهند، عضو جنبش عدم تعهد میباشند. برپایه سنت جاری سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد هر ۳ سال یکبار در اجلاسی با همین نام گرد هم میآیند تا به بررسی نقش این تشکل در عرصه تحولات جهانی بپردازند.
اصولی که این جنبش بر پایه آنها شکل گرفته عبارتند از : احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر، برابری و منافع متقابل، عدم تجاوز به یکدیگر، همزیستی مسالمت آمیز، وعدم دخالت در امور داخلی یکدیگر. از دیگر اصول این جنبش عدم دادن پایگاه نظامی به کشورهای دیگر است. قرار براین بوده جنبش در طی مسیر ساختاری نسبتا الزام آور تبیین کند تا کشورهای عضو خود را در یک بازه زمانی در انطباق با این اصول تصحیح کنند و به اصول بنیادین جنبش بازگردند. « نقشی که انتظار می رفت » اینکه جنبش باید خود را جدی بگیرد و به سوی ساختارهای جدی الزام آور حرکت کند و با روند معقولی برای ایفای نقش در اهداف اساسی جهانی گام بردارد که تاکنون چنین نبوده است.
با برگزاری اجلاس غیرمتعهدها در تهران مسئولیت اداره این تشکل برای سه سال آینده به جمهوری اسلامی ایران منتقل شده است، و حاکمیت مستقر تلاش کرده با صرف هزینه فراوان تا آنجا که می تواند از برگزاری این اجلاس برای مشروعیت بخشی و ترمیم چهره مخدوش شده خود درعرصه داخلی و بین المللی استفاده نماید. برپایه اطلاعات منتشره به رغم وضعیت بداقتصادی مردم و تشدید تحریم ها حداقل ۶۰۰ میلیون دلار برای برگزاری این اجلاس هزینه شده و برای اینکه هیچ صدای اعتراض یا کنشی که پیام آور نارضایتی شهروندان از وضعیت جاری در کشور باشد به گوش شرکت کنندگان دراجلاس نرسد، تمهیدات ویژه ای از سوی حاکمیت در روزهای برگزاری اجلاس تدارک شده است که ازجمله آنها تعطیلی اجباری و برقراری نوعی حکومت شبه نظامی درتهران می باشد. حاکمیت مستقر که در سایه عملکرد ماجراجویانه در عرصه سیاست خارجی از سویی باعث فشار و تشدید تحریم های اقتصادی و سیاسی و انزوای کشورمان شده، و از سوی دیگردرعرصه داخلی نیز بدلیل انجام کودتای انتخاباتی از مشروعیت و حمایت کافی مردمی برخوردار نیست، تصور می کند با برگزاری اجلاس نمایشی و پرسروصدا کشورهای غیرمتعهد می تواند از این وضعیت بغرنج و بحرانی خود را رهایی بخشیده و وجهه ای تازه ای برای خود فراهم آورد، اما واقعیت های جاری گواهی بر تحقق این تصور نمی دهد.
حاکمیت مستقر درایران باید براین نکته تفطن داشته باشد سه سال پیش که پانزدهمین اجلاس کشورهای غیرمتعهد در شرم الشیخ مصر برگزار شد ریاست اجلاس در دستان حسنی مبارک رئیس جمهور مادام العمر مصر بود که امروز در هنگامه برگزاری شانزدهمین اجلاس در پی جنبش اعتراضی مردم مصر سرنگون و با حکم دادگاه در زندان بسر می برد و انتظار مرگ می کشد، و این می تواند سرنوشت حاکمیت هر کشور غیرمتعهدی باشد که در لوای این تشکل بخواهد از تامین حقوق شهروندانش طفره رود و پایبند به موازین دموکراسی و حقوق بشر نباشد. اگرکشورهای غیرمتعهد می خواهند نقشی تاثیرگذار در عرصه جهانی و تحولات جاری داشته باشند، و « نقشی که انتظار می رفت » بدرستی بازی کنند شرطش این است که ابتدا به خانه خود برسند و از مشروعیت و پشتوانه کافی مردمی برخوردار باشند چراکه :” ذات نایافته از هستی بخش – کی تواند که بود هستی بخش؟” برای حاکمیت مستقر در ایران باید تحولات سه سال گذشته مصر که ریاست این تشکل را داشت بسی عبرت آموز باشد و بداند که آنچه سرنوشت و جایگاه یک نظام و کشور را در داخل و خارج تعیین می کند مردم آن کشور هستند نه عضویت و ریاست دراین سازمان یا آن تشکل جهانی، و اگر ایران می خواهد نقشی تاثیرگذار در دوره ریاستش براین تشکل داشته باشد باید از وضعیت بغربج و بحرانی که درعرصه داخلی و خارجی بدان گرفتارآمده است بدرآید، و شرط انجام این هدف آشتی ملی و گردن نهادن به حقوق ملت است در غیر اینصورت دور نیست که شاهد تجربه مصر در ایران باشیم.
برگزاری شانزدهمین اجلاس کشورهای عضو جنبش عدم تعهد درتهران باردیگر توجهات را به سمت نقشی که تجمع این کشورها می تواند در عرصه بین المللی و رقابتها و منازعات جاری بین کشورها و تحولات درونی این کشورها داشته باشد، جلب کرده است. برای اینکه دریافت شود که جنبش عدم تعهد چه نقشی را در بدو تاسیس برای خود تعریف کرده بود؟ و درعمل چه کرده است؟ و امروز در کجای کار
است؟ نگاهی کوتاه به سوابق و عملکرد آن می تواند روشنگر باشد.
نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعهدها معروف شدند، در سال ۱۹۵۵ درکنفرانس باندونگ در شهر باندونگ اندونزی انجام شد. جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و احمد سوکارنو رؤسای وقت حکومت کشورهای هند، مصر و اندونزی در این اجلاس اندیشه تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند. چون این اتفاق کمی بعد از استقلال هند رخ میداد تحت تأثیر جهان بینی ماهاتما گاندی نیز قرار داشت.
تشکل کشورهای غیر متعهد در سال ۱۹۶۱ میلادی برابر با۱۳۴۰ خورشیدی در اوج جنگ سرد و فضای دوقطبی بین غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه کمونیسم و نه در اردوگاه سرمایهداری (امپریالیسم)، قرار داشتند، تشکیل شد. نام جنبش ابتدا «Non-Commitment» به معنی «غیرمتعهد» بود اما سریعاً به نام جدید «NAM» ((Non Alignment Movement تغییر یافت؛ با این حال در فارسی این جنبش به همان نام «غیرمتعهد» شناخته میشود.
اولین اجلاس سران عدم تعهد با حضور مارشال تیتو رهبر یوگسلاوی، قوام نکرومه رهبر غنا، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، جواهر لعل نهرو نخست وزیر هند و احمد سوکارنو رهبر استقلال اندونزی در سال ۱۹۶۱ در شهر بلگراد پایتخت کشور یوگسلاوی برگزار شد و این سازمان رسما موجودیت خود را اعلام کرد.
اعضای این جنبش تلاش داشتند در دوران جنگ سرد با تکیه براصول بنیادین آن به عنوان وزنه تعادل بین دوبلوک عمل کرده و پرده حفاظی برای کشورهای مستقل فراهم آورند اما اینکه چقدر توانستند به تحقق این امر یاری رسانند خود محل بحث و مناقشه بسیار است. با پایان جنگ سرد و فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم کشورهای عضو جنبش عدم تعهد دچار نوعی بیهویتی شده و دلیل وجود این جنبش که ایجاد موازنه منفی بین دو ابر قدرت دوران جنگ سرد بود از بین رفت. عدهای را فرض بر این است که جنبش عدم تعهد وارث موازین ضد آمریکایی یا همان ضد امپریالیستی است. این در حالیست که بسیاری از تحلیلگران سیاسی فلسفه وجودی چنین سازمانی را وابسته به جهان دوقطبی میدانند و دلیلی برای ادامه حضور جنبش در صحنه بینالمللی با معیارها و مختصات دوران جنگ سرد نمیبینند. ۱۱۸ کشور جهان از جمله ایران، که تقریباً بیش از دو سوم اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل میدهند، عضو جنبش عدم تعهد میباشند. برپایه سنت جاری سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد هر ۳ سال یکبار در اجلاسی با همین نام گرد هم میآیند تا به بررسی نقش این تشکل در عرصه تحولات جهانی بپردازند.
اصولی که این جنبش بر پایه آنها شکل گرفته عبارتند از : احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر، برابری و منافع متقابل، عدم تجاوز به یکدیگر، همزیستی مسالمت آمیز، وعدم دخالت در امور داخلی یکدیگر. از دیگر اصول این جنبش عدم دادن پایگاه نظامی به کشورهای دیگر است. قرار براین بوده جنبش در طی مسیر ساختاری نسبتا الزام آور تبیین کند تا کشورهای عضو خود را در یک بازه زمانی در انطباق با این اصول تصحیح کنند و به اصول بنیادین جنبش بازگردند. « نقشی که انتظار می رفت » اینکه جنبش باید خود را جدی بگیرد و به سوی ساختارهای جدی الزام آور حرکت کند و با روند معقولی برای ایفای نقش در اهداف اساسی جهانی گام بردارد که تاکنون چنین نبوده است.
با برگزاری اجلاس غیرمتعهدها در تهران مسئولیت اداره این تشکل برای سه سال آینده به جمهوری اسلامی ایران منتقل شده است، و حاکمیت مستقر تلاش کرده با صرف هزینه فراوان تا آنجا که می تواند از برگزاری این اجلاس برای مشروعیت بخشی و ترمیم چهره مخدوش شده خود درعرصه داخلی و بین المللی استفاده نماید. برپایه اطلاعات منتشره به رغم وضعیت بداقتصادی مردم و تشدید تحریم ها حداقل ۶۰۰ میلیون دلار برای برگزاری این اجلاس هزینه شده و برای اینکه هیچ صدای اعتراض یا کنشی که پیام آور نارضایتی شهروندان از وضعیت جاری در کشور باشد به گوش شرکت کنندگان دراجلاس نرسد، تمهیدات ویژه ای از سوی حاکمیت در روزهای برگزاری اجلاس تدارک شده است که ازجمله آنها تعطیلی اجباری و برقراری نوعی حکومت شبه نظامی درتهران می باشد. حاکمیت مستقر که در سایه عملکرد ماجراجویانه در عرصه سیاست خارجی از سویی باعث فشار و تشدید تحریم های اقتصادی و سیاسی و انزوای کشورمان شده، و از سوی دیگردرعرصه داخلی نیز بدلیل انجام کودتای انتخاباتی از مشروعیت و حمایت کافی مردمی برخوردار نیست، تصور می کند با برگزاری اجلاس نمایشی و پرسروصدا کشورهای غیرمتعهد می تواند از این وضعیت بغرنج و بحرانی خود را رهایی بخشیده و وجهه ای تازه ای برای خود فراهم آورد، اما واقعیت های جاری گواهی بر تحقق این تصور نمی دهد.
حاکمیت مستقر درایران باید براین نکته تفطن داشته باشد سه سال پیش که پانزدهمین اجلاس کشورهای غیرمتعهد در شرم الشیخ مصر برگزار شد ریاست اجلاس در دستان حسنی مبارک رئیس جمهور مادام العمر مصر بود که امروز در هنگامه برگزاری شانزدهمین اجلاس در پی جنبش اعتراضی مردم مصر سرنگون و با حکم دادگاه در زندان بسر می برد و انتظار مرگ می کشد، و این می تواند سرنوشت حاکمیت هر کشور غیرمتعهدی باشد که در لوای این تشکل بخواهد از تامین حقوق شهروندانش طفره رود و پایبند به موازین دموکراسی و حقوق بشر نباشد. اگرکشورهای غیرمتعهد می خواهند نقشی تاثیرگذار در عرصه جهانی و تحولات جاری داشته باشند، و « نقشی که انتظار می رفت » بدرستی بازی کنند شرطش این است که ابتدا به خانه خود برسند و از مشروعیت و پشتوانه کافی مردمی برخوردار باشند چراکه :” ذات نایافته از هستی بخش – کی تواند که بود هستی بخش؟” برای حاکمیت مستقر در ایران باید تحولات سه سال گذشته مصر که ریاست این تشکل را داشت بسی عبرت آموز باشد و بداند که آنچه سرنوشت و جایگاه یک نظام و کشور را در داخل و خارج تعیین می کند مردم آن کشور هستند نه عضویت و ریاست دراین سازمان یا آن تشکل جهانی، و اگر ایران می خواهد نقشی تاثیرگذار در دوره ریاستش براین تشکل داشته باشد باید از وضعیت بغربج و بحرانی که درعرصه داخلی و خارجی بدان گرفتارآمده است بدرآید، و شرط انجام این هدف آشتی ملی و گردن نهادن به حقوق ملت است در غیر اینصورت دور نیست که شاهد تجربه مصر در ایران باشیم.
از فیسبوک با شنیدن خبر سقوط بشار اسد به خیابانها می ریزیم زنده باد انقلاب www.facebook.com/enqelab.iran
![]() |
| برای ورود به گروه فیسبوکی اعتراضات سراسری لطفا اینجا کلیک کنید |
چهارشنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۹۱
در نقد جنبش سبز!
حدودا" 3 سال از پدید آمدن جنبش سبز در ماجراهای انتخابات 88 ( بخوانید انتصابات فرمایشی کجای این انتخابات است مگر گذاشتند سکولارها شرکت کنند مگر گذاشتند سلطنت طلبها و جمهوری خواه ها و کمونیست ها شرکت کنند و یا مگر در جمهوری اسلامی آزادی وجود دارد احزاب و مطبوعات آزاد وجود دارد که انتخابات برگزار کرد و در آن شرکت ک
رد؟ ) می گذرد و در این مدت اتفاقات و رویدادهای زیادی را شاهد بودیم و پس از فروکش کردن گرد و غبارها اکنون این امکان را داریم تا با دیدی بازتر به این جنبش بپردازیم و با تجربه ای 3 ساله که از این جنبش و اوضاع سیاسی ایران و سیر تحولات تا کنونی جامعه تحلیلی واقعگرایانه تری ارایه دهیم .
3سال پیش جمهوری اسلامی در شرایط بحرانی و بر اساس نیازهای ضروری و در راستای حفظ کلیت نظام و تداوم سیاستهایش و فایق آمدن بر بحران هایی که درگیر آن بود که از مهمترین آنها عدم مشروعیت مساله اتمی بحران اقتصادی سیاست خارجی و تحریم های بین المللی و... بود با تاکتیک و ترفندهای جدیدی در شیوه تبلیغات کاندیداها برای کشاندن مردم به پای صتدوق های رای و آبرو خریدن برای نظام و مشروعیت دادن به آن نزد همگان و نیاز به نیرویی برای سرکوب جنبشهایی مانند جنبش دانشجویی جنبش زنان جنبش کارگری جنبش ما هستیم و... فضای اعتراضی که در آن زمان پاگرفته بودند و در جامعه به نیرو و خطری جدی برای رژیم تبدیل شده بودند و عمق اعتراضات موجود در جامعه که رژیم را به سمت سرنگونی ثوق میداد باید جاره ای می اندیشیدند با مناظره های تلویزیونی کنترل شده تنور انتخابات را گرم کردند ( کجای این مناظره ها دیدید به اعدام ها سنگسارها خفقان و سرکوب به سپاه پاسداران ولی فقیه و.. اشاره ای بشود و مناظره ها در قالبی معین و در حد رو کردن بخش کوچکی از فسادها و دروغهای جناحهای حکومتی باقی ماند که البته نقش خود را به خوبی ایفا کرد )
آزادی های محدودی در دوران انتخابات به جامعه داده شد و از خیلی چیزها چشم پوشی شد طرح امنیت اجتماعی و گشت ارشاد معلق شد با هم بودن و رقص دختر و پسرها با هم شعار دادن و متینگ های خیابانی ازاد شد و هیجان زیادی به جامعه تزریق شد و هر روزه از رسانه های بین المللی و خبرگزاری های بزرگ پوشش داده شد با کشیدن جوانان به خیابانها و ستادها که بعدا به خانه بردنشان معضل رژیم شد و با این روشها و ترفندهای دیگری مردم را به پای صندوق ها کشاندند البته تبلیغات خارج نشینان و اپوزوسیون هم بی تاثیر نبود یکبار دیگر اصلاح طلبان برای مردم به امیدی دوباره تبدیل شدند و در طی مدت کوتاهی اصلاح طلبان آزادیخواهان راستین ملت شدند و جان تازه ای به جسد اصلاحات دمیده شد و اینگونه بود که بسیاری از اپوزوسیون به مانند خرداد 76 دوباره به اصلاح طلبان پیوستند و بر هیزم این آتش افزودند که بعدها خود آنان را نیز سوزاند با برگزراری انتخابات و تقلب در این انتخابات ( البته کل مضحکه انتخابات در این رژیم تقلب و دروغی بیش نیست ) موج گسترده ای از اعتراضات در ایران و مخصوصا در شهرهای بزرگ شکل گرفت با رهبری اصلاح طلبان که همان مهره های رژیم در سال های قبل از حاکمیت رانده شده بودند و با شعار محوری رای من را پس بده و الله اکبر و یا حسین میر حسین ( نمی خواد تحلیل گر سی ان ان باشی تا بفهمی با این شعارهای ارتجاعی و رفرم خواهانه اتفاقی نمی افتد و قرار هم نبود بیفتد ) و با اعتراضات خیابانی آرام که آنهم اگر می توانستند نمی کردند چون خودشان قبلا مردم را به خیابانها کشانده بودند و به این راحتیها نمی شد آنان را از اعتراض خیابانی عقب راند وگرنه مردم را به همان الله اکبر شبانه و بستن دستبند سبزقانع می کردند جنگ داخلی بین جناحهای رژیم دوباره اوج گرفت این بار صف بندیها واضح تر شده بود و شمشیر را از رو بسته بودند و یکی باید این بار قربانی کلیت نظام می شد با گروگان گرفتن مردم در خیابانها و استفاده ابزاری از آنها اصلاح طلبان به خوبی توانستند بر این موج اعتراضات که ریشه در اعتراضات و نارضایتیهای واقعی و دهها ساله ی مردم داشت سوار شوند و به آن شکل دادند
در مدت زمان کوتاهی اکثریت اپوزوسیون متوهم نیز به آنان پیوستند و دسته های اصلاح طلبان به اقسا نقاط جهان اعزام شدند و بلندگوهای عظیمی مانند بی بی سی صدای آمریکا سی ان ان و... در اختیارشان قرار گرفت صدها سایت پرخرج راه اندازی شد کانالهای تلویزیونی و شبکه های گسترده و لابی های قوی در دنیا به وجود آمد و اعتراضات را در داخل و خارج به دست گرفتند کافی ست به آرشیو رسانه های یزرگ در این 3 ساله نگاهی بیندازید و یا در اینترنت جنبش سبز و موسوی را سرچ کنید بیش از 1 میلیون صفحه ای اینترنتی را خواهید یافت و به زبانهای دیگر هم جالب است سرچ کنید . با کمکهای مالی فراوان و تبلیغات میدیای غربی و رسانه هایی که در داخل داشتند به قدرت بلا منازع تبدیل شدند و با استفاده از شبکه های وسیعی که از زمان اصلاحات خاتمی در ایران درست کرده بودند و توانستند آن را در خارج کشور نیز همانند سازی کنند و به کمک اپوزسیون رهبری را در دست گرفتند و با تبلیغات مبارزات بدون خشونت و گذار آرام به دمکراسی به پیش رفتند ( البته به عقب رفتند دوران طلایی و دهه 60 ) تظاهراتهای 3 میلیونی راه انداختند و بر دهان مردم چسب زدند (خفه کردند )
سکوت و بی تحرکی را به بهترین راه مبارزه تبدیل کردند و ساعتها و روزها و ماهها درباره معجزه سکوت و بستن دستبند سبز و عرض خیابان را گس کردن بی هدف نوشتند و گفتند و اراجیف بافتند و به خورد مردم دادند هرکس شعار میداد یا می خواست به نمادهای حکومتی حمله کند سریعا انگ جاسوس و عمله دیکتاتور می خورد و می گفتند می خواهد مبارزات بدون خشونت را به خشونت بکشد و تردش می کردند آخوندهای فسیل شده و مرتجع شدند آزادی خواه و قاتلان دیروز شدند ناجیان امروز و شکنجه گران دیروز شدند مبارزان خستگی ناپذیر امروز و حتی رفسنجانی شد چهره شجاع و نترس و مردمی!!!
و با این کارها از ضربه زدن به کل نظام توسط مردم خشمگین جلوگیری کردند و صدها جوان را به کشتن دادند و هزاران نفر را به زندانهای مخوف و شکنجه گاه ها انداختند و هزاران نفر را مجبور به ترک ایران کردند جنبشهای اعتراضی موجود در جامعه را خفه کردند و یا به زیر پرچم خود کشیدند و خواب دوران طلایی ( دوران کشتار بیش از 100هزار آزادی خواه و جنگ و فقر و فلاکت و اختناق ) رژیم و جمهوری اسلامی سبز را دیدند و بیانیه پشت بیانیه بر این تاکید کردند و هرکس با آنان مخالفت کرد را با نیروی عظیمی که پیدا کردند به حاشیه راندند و بایکوت کردند حتی در تظاهراتهای خارج از کشور شعار دادن و پرچم آوردن را هم ممنوع کردند و خنده دارتر با رادیو اسراییل یا به قول خودشان رژیم صهیونیستی و رسانه های صهیونیستی هم مصاحبه نمی کردند.
اما سوال مهم اینجاست که این جنبش سبز چه می خواهد و چه خواهد شد؟
اصلی ترین هدف این جنبش ماندن رژیم حذف جناح راست و رفرم نظام بوده و هست که این هدف مشترک غرب جناح اصلاح طلب و اپوزوسیون متوهم به گذار مسالمت آمیز است که دستیابی به این هدف تقریبا غیر ممکن است چون جمهوری اسلامی در 30 سال گذشته نشان داده است که رژیمی دیکتاتور و به شدت سرکوبگر و خشن است که نماینده اقلیتی جنایتکار و مفت خور ( که این آقایان اصلاح طلب از همین اقلیت دیروزی هستند ) و حکومتی فاشیستی مذهبی ست که قابل رفرم نیست و تجربه 8 ساله ی دوران اصلاحات خاتمی این را به خوبی نشان داد که هر صدای مخالفی حتی از جانب یاران دیروز نظام در نطفه خفه خواهد شد و اصلاحات خوابی بیش نیست امروز پس از گذشت 3 سال از عمر جنبش سبز در شرایطی که دیکتاتوریهای منطقه به وسیله قهر انقلابی مردم در زمان کوتاهی به زیر کشیده می شوند و موج این اعتراضات و انقلابات تمام خاورمیانه را در بر گرفته جنبش سبز با زیرکانه ترین شیوه خطر این اعتراضات را از ایران دور کرده و با شعار سکوت , الله اکبر گفتن شبانه و سیزده بدر بریم دستبند سبز ببندیم و با اعتراضات بی جواب و بی تاثیر نظام را بیمه کرد جنبش سبز که از درون نظام و جناح از حکومت رانده شده شکل گرفته نمی تواند و نمی خواهد جمهوری اسلامی برود چون در این صورت خود آنان نیز در فردای ایران جایی نخواهند داشت و به زباله دان تاریخ خواهند پیوست پس تلاش خواهند کرد اعتراضات مردم را در حد اصلاحات و اعتراضاتی جناحی و خنثی برای فشار بر جناح راست رژیم برای گرفتن امتیاز نگه دارند که تا کنون به خوبی توانسته اند این کار را بکنند هر چند این اعتراضات روز به روز رادیکالتر شده است و شعارهای آن حتی سران جنبش سبز را به ترس انداخته و کل نظام را به چالش کشانده است اما باز رهبری و هژمونی این جنبش در دست این اصلاح طلبان است و تمام توان خود را بر این گذاشته اند جمهوری اسلامی را برای سالیان درازی حفظ کنند ( البته ذکر این نکته ضروری است که جنبش سبز سیری افولی را در این 3ساله طی کرده و نا امیدی و سرخوردگی زیادی را بر جامعه تحمیل کرده است)
این جواب اما سوالی تاریخی به همراه دارد:
چه باید کرد ؟؟؟
به این سوال در نوشته های بعدیم در حد توان خواهdم پرداخت اما نظر شما چیست ؟؟؟
جنبش سبز به کجا می رود و آینده را چگونه پیش بینی می کنید ؟؟؟
رد؟ ) می گذرد و در این مدت اتفاقات و رویدادهای زیادی را شاهد بودیم و پس از فروکش کردن گرد و غبارها اکنون این امکان را داریم تا با دیدی بازتر به این جنبش بپردازیم و با تجربه ای 3 ساله که از این جنبش و اوضاع سیاسی ایران و سیر تحولات تا کنونی جامعه تحلیلی واقعگرایانه تری ارایه دهیم .
3سال پیش جمهوری اسلامی در شرایط بحرانی و بر اساس نیازهای ضروری و در راستای حفظ کلیت نظام و تداوم سیاستهایش و فایق آمدن بر بحران هایی که درگیر آن بود که از مهمترین آنها عدم مشروعیت مساله اتمی بحران اقتصادی سیاست خارجی و تحریم های بین المللی و... بود با تاکتیک و ترفندهای جدیدی در شیوه تبلیغات کاندیداها برای کشاندن مردم به پای صتدوق های رای و آبرو خریدن برای نظام و مشروعیت دادن به آن نزد همگان و نیاز به نیرویی برای سرکوب جنبشهایی مانند جنبش دانشجویی جنبش زنان جنبش کارگری جنبش ما هستیم و... فضای اعتراضی که در آن زمان پاگرفته بودند و در جامعه به نیرو و خطری جدی برای رژیم تبدیل شده بودند و عمق اعتراضات موجود در جامعه که رژیم را به سمت سرنگونی ثوق میداد باید جاره ای می اندیشیدند با مناظره های تلویزیونی کنترل شده تنور انتخابات را گرم کردند ( کجای این مناظره ها دیدید به اعدام ها سنگسارها خفقان و سرکوب به سپاه پاسداران ولی فقیه و.. اشاره ای بشود و مناظره ها در قالبی معین و در حد رو کردن بخش کوچکی از فسادها و دروغهای جناحهای حکومتی باقی ماند که البته نقش خود را به خوبی ایفا کرد )
آزادی های محدودی در دوران انتخابات به جامعه داده شد و از خیلی چیزها چشم پوشی شد طرح امنیت اجتماعی و گشت ارشاد معلق شد با هم بودن و رقص دختر و پسرها با هم شعار دادن و متینگ های خیابانی ازاد شد و هیجان زیادی به جامعه تزریق شد و هر روزه از رسانه های بین المللی و خبرگزاری های بزرگ پوشش داده شد با کشیدن جوانان به خیابانها و ستادها که بعدا به خانه بردنشان معضل رژیم شد و با این روشها و ترفندهای دیگری مردم را به پای صندوق ها کشاندند البته تبلیغات خارج نشینان و اپوزوسیون هم بی تاثیر نبود یکبار دیگر اصلاح طلبان برای مردم به امیدی دوباره تبدیل شدند و در طی مدت کوتاهی اصلاح طلبان آزادیخواهان راستین ملت شدند و جان تازه ای به جسد اصلاحات دمیده شد و اینگونه بود که بسیاری از اپوزوسیون به مانند خرداد 76 دوباره به اصلاح طلبان پیوستند و بر هیزم این آتش افزودند که بعدها خود آنان را نیز سوزاند با برگزراری انتخابات و تقلب در این انتخابات ( البته کل مضحکه انتخابات در این رژیم تقلب و دروغی بیش نیست ) موج گسترده ای از اعتراضات در ایران و مخصوصا در شهرهای بزرگ شکل گرفت با رهبری اصلاح طلبان که همان مهره های رژیم در سال های قبل از حاکمیت رانده شده بودند و با شعار محوری رای من را پس بده و الله اکبر و یا حسین میر حسین ( نمی خواد تحلیل گر سی ان ان باشی تا بفهمی با این شعارهای ارتجاعی و رفرم خواهانه اتفاقی نمی افتد و قرار هم نبود بیفتد ) و با اعتراضات خیابانی آرام که آنهم اگر می توانستند نمی کردند چون خودشان قبلا مردم را به خیابانها کشانده بودند و به این راحتیها نمی شد آنان را از اعتراض خیابانی عقب راند وگرنه مردم را به همان الله اکبر شبانه و بستن دستبند سبزقانع می کردند جنگ داخلی بین جناحهای رژیم دوباره اوج گرفت این بار صف بندیها واضح تر شده بود و شمشیر را از رو بسته بودند و یکی باید این بار قربانی کلیت نظام می شد با گروگان گرفتن مردم در خیابانها و استفاده ابزاری از آنها اصلاح طلبان به خوبی توانستند بر این موج اعتراضات که ریشه در اعتراضات و نارضایتیهای واقعی و دهها ساله ی مردم داشت سوار شوند و به آن شکل دادند
در مدت زمان کوتاهی اکثریت اپوزوسیون متوهم نیز به آنان پیوستند و دسته های اصلاح طلبان به اقسا نقاط جهان اعزام شدند و بلندگوهای عظیمی مانند بی بی سی صدای آمریکا سی ان ان و... در اختیارشان قرار گرفت صدها سایت پرخرج راه اندازی شد کانالهای تلویزیونی و شبکه های گسترده و لابی های قوی در دنیا به وجود آمد و اعتراضات را در داخل و خارج به دست گرفتند کافی ست به آرشیو رسانه های یزرگ در این 3 ساله نگاهی بیندازید و یا در اینترنت جنبش سبز و موسوی را سرچ کنید بیش از 1 میلیون صفحه ای اینترنتی را خواهید یافت و به زبانهای دیگر هم جالب است سرچ کنید . با کمکهای مالی فراوان و تبلیغات میدیای غربی و رسانه هایی که در داخل داشتند به قدرت بلا منازع تبدیل شدند و با استفاده از شبکه های وسیعی که از زمان اصلاحات خاتمی در ایران درست کرده بودند و توانستند آن را در خارج کشور نیز همانند سازی کنند و به کمک اپوزسیون رهبری را در دست گرفتند و با تبلیغات مبارزات بدون خشونت و گذار آرام به دمکراسی به پیش رفتند ( البته به عقب رفتند دوران طلایی و دهه 60 ) تظاهراتهای 3 میلیونی راه انداختند و بر دهان مردم چسب زدند (خفه کردند )
سکوت و بی تحرکی را به بهترین راه مبارزه تبدیل کردند و ساعتها و روزها و ماهها درباره معجزه سکوت و بستن دستبند سبز و عرض خیابان را گس کردن بی هدف نوشتند و گفتند و اراجیف بافتند و به خورد مردم دادند هرکس شعار میداد یا می خواست به نمادهای حکومتی حمله کند سریعا انگ جاسوس و عمله دیکتاتور می خورد و می گفتند می خواهد مبارزات بدون خشونت را به خشونت بکشد و تردش می کردند آخوندهای فسیل شده و مرتجع شدند آزادی خواه و قاتلان دیروز شدند ناجیان امروز و شکنجه گران دیروز شدند مبارزان خستگی ناپذیر امروز و حتی رفسنجانی شد چهره شجاع و نترس و مردمی!!!
و با این کارها از ضربه زدن به کل نظام توسط مردم خشمگین جلوگیری کردند و صدها جوان را به کشتن دادند و هزاران نفر را به زندانهای مخوف و شکنجه گاه ها انداختند و هزاران نفر را مجبور به ترک ایران کردند جنبشهای اعتراضی موجود در جامعه را خفه کردند و یا به زیر پرچم خود کشیدند و خواب دوران طلایی ( دوران کشتار بیش از 100هزار آزادی خواه و جنگ و فقر و فلاکت و اختناق ) رژیم و جمهوری اسلامی سبز را دیدند و بیانیه پشت بیانیه بر این تاکید کردند و هرکس با آنان مخالفت کرد را با نیروی عظیمی که پیدا کردند به حاشیه راندند و بایکوت کردند حتی در تظاهراتهای خارج از کشور شعار دادن و پرچم آوردن را هم ممنوع کردند و خنده دارتر با رادیو اسراییل یا به قول خودشان رژیم صهیونیستی و رسانه های صهیونیستی هم مصاحبه نمی کردند.
اما سوال مهم اینجاست که این جنبش سبز چه می خواهد و چه خواهد شد؟
اصلی ترین هدف این جنبش ماندن رژیم حذف جناح راست و رفرم نظام بوده و هست که این هدف مشترک غرب جناح اصلاح طلب و اپوزوسیون متوهم به گذار مسالمت آمیز است که دستیابی به این هدف تقریبا غیر ممکن است چون جمهوری اسلامی در 30 سال گذشته نشان داده است که رژیمی دیکتاتور و به شدت سرکوبگر و خشن است که نماینده اقلیتی جنایتکار و مفت خور ( که این آقایان اصلاح طلب از همین اقلیت دیروزی هستند ) و حکومتی فاشیستی مذهبی ست که قابل رفرم نیست و تجربه 8 ساله ی دوران اصلاحات خاتمی این را به خوبی نشان داد که هر صدای مخالفی حتی از جانب یاران دیروز نظام در نطفه خفه خواهد شد و اصلاحات خوابی بیش نیست امروز پس از گذشت 3 سال از عمر جنبش سبز در شرایطی که دیکتاتوریهای منطقه به وسیله قهر انقلابی مردم در زمان کوتاهی به زیر کشیده می شوند و موج این اعتراضات و انقلابات تمام خاورمیانه را در بر گرفته جنبش سبز با زیرکانه ترین شیوه خطر این اعتراضات را از ایران دور کرده و با شعار سکوت , الله اکبر گفتن شبانه و سیزده بدر بریم دستبند سبز ببندیم و با اعتراضات بی جواب و بی تاثیر نظام را بیمه کرد جنبش سبز که از درون نظام و جناح از حکومت رانده شده شکل گرفته نمی تواند و نمی خواهد جمهوری اسلامی برود چون در این صورت خود آنان نیز در فردای ایران جایی نخواهند داشت و به زباله دان تاریخ خواهند پیوست پس تلاش خواهند کرد اعتراضات مردم را در حد اصلاحات و اعتراضاتی جناحی و خنثی برای فشار بر جناح راست رژیم برای گرفتن امتیاز نگه دارند که تا کنون به خوبی توانسته اند این کار را بکنند هر چند این اعتراضات روز به روز رادیکالتر شده است و شعارهای آن حتی سران جنبش سبز را به ترس انداخته و کل نظام را به چالش کشانده است اما باز رهبری و هژمونی این جنبش در دست این اصلاح طلبان است و تمام توان خود را بر این گذاشته اند جمهوری اسلامی را برای سالیان درازی حفظ کنند ( البته ذکر این نکته ضروری است که جنبش سبز سیری افولی را در این 3ساله طی کرده و نا امیدی و سرخوردگی زیادی را بر جامعه تحمیل کرده است)
این جواب اما سوالی تاریخی به همراه دارد:
چه باید کرد ؟؟؟
به این سوال در نوشته های بعدیم در حد توان خواهdم پرداخت اما نظر شما چیست ؟؟؟
جنبش سبز به کجا می رود و آینده را چگونه پیش بینی می کنید ؟؟؟
دوشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۹۱
خانم اصلاح طلب ,آقای اصلاح طلب! دوران الله اکبر گفتن بر پشت بامها به سر رسیده است!
ظاهرا محافل اصلاح طلب هیچ شعار دیگری به جز الله اکبر گفتن بر بامها را بر خود نمی پسندند و هنوز هم خواستار حفظ این نظام الله اکبری هستند که با همین الله اکبر ایران را ویران کرد.باید به اصلاح طلبان تذکر داد ملت دوبار فریب شما را خورد و فهمید شما می خواهید دراین نظام جایی باز کنید و به تنها چیزی که اهمیت نمی دهید همین مردم هستند. مردم را برای صندوق رای یا گفتن الله اکبر می خواهید و از پشت دستتان با نظام یکی است. منتظرید تکه نانی نظام جلویتان بیاندازد تا بازهم خواستار اجرا بی تنازل قانون اساسی بشوید.
دیگر کسی فریب شما را نمی خورد و مردم کوچه و خیابان دیگر با طناب شما داخل چاه جمهوری اسلامی نمی روند . دروان الله اکبر گفتن بر پشت بامها به سر رسیده است
مرگ بر جمهوری اسلامی با هر رنگ و لعابش!
زنده باد آزادی!
دیگر کسی فریب شما را نمی خورد و مردم کوچه و خیابان دیگر با طناب شما داخل چاه جمهوری اسلامی نمی روند . دروان الله اکبر گفتن بر پشت بامها به سر رسیده است
مرگ بر جمهوری اسلامی با هر رنگ و لعابش!
زنده باد آزادی!
از فیسبوک با شنیدن خبر سقوط بشار اسد به خیابانها می ریزیم زنده باد انقلاب www.facebook.com/enqelab.iran
![]() |
| برای ورود به کمپین اعتراضات سراسری لطفا اینجا کلیک کنید |
الله اکبر شعار ما نیست به الله اکبر بگو نه !
اصلاح طلبان حکومتی بار دیگر از سوراخهایشان بیرون خزیده اند و فراخوانی برای الله اکبر گفتن شبانه صادر فرموده اند البته بیشتر از فراخوان سکوت و الله اکبر در توان و ظریفت اینها نبوده و نیست و انتظار دیگری از این جماعت نیست!
این داستان الله اکبر گفتن ها عین این میمونه که اسرائیلی ها برن بالا پشت بام و برای اعتراض علیه دولتشون داد بزنن هایل هیتلر !
این داستان الله اکبر گفتن ها عین این میمونه که اسرائیلی ها برن بالا پشت بام و برای اعتراض علیه دولتشون داد بزنن هایل هیتلر !
۳ ۳ سال با نام الله اکبر تجاوز کردند اعدام کردند سنگسار کردند باتون سر مردم زدند و تحقیر کردند و سرکوب کردند شکنجه کردند حالا بایدخودمان با افتخار داد بزنیم الله اکبر!؟
این شعار مال ما نیست مال اصلاح طلبهای حکومتی است که تا دیروز یار غار جنایتکاران جمهوری اسلامی و از عوامل کشتار و سرکوب بودند و امروز می خواهند بار دیگر با این شعار جمهوری اسلامی را از منجلاب سقوط نجات دهند و آن را بیمه کنند شعار ما : مرگ بر دیکتاتور / آزادی آزادی/مرگ بر جمهوری اسلامی/زندانی سیاسی آزاد باید گردد و... اینها است نه الله و اکبر و سکوت!
الله اکبر شعاری ارتجاعی بی خاصیت و مضک بیش نیست که پشت ان فریبی بزرگ و سیاسیتی کثیف خوابیده است از دل این شعارها جمهوری اسلامی خوش خیم بیرون می آید نه آزادی تاریکی خفته است نه روشنایی ایران با این شعارها به ناکجا اباد می رود!
هوشیار باشید مردم بار دیگر فریب این اطلاح طلبان خط امامی را نخورید تمام تلاش و هم و غم اینها بازگشت به دوران ظلایی امام است دوران سرکوب و اعدام و شکنجه!
ننگ بر شما بوقلمون صفتهای دروغگو!
الله اکبر شعاری ارتجاعی بی خاصیت و مضک بیش نیست که پشت ان فریبی بزرگ و سیاسیتی کثیف خوابیده است از دل این شعارها جمهوری اسلامی خوش خیم بیرون می آید نه آزادی تاریکی خفته است نه روشنایی ایران با این شعارها به ناکجا اباد می رود!
هوشیار باشید مردم بار دیگر فریب این اطلاح طلبان خط امامی را نخورید تمام تلاش و هم و غم اینها بازگشت به دوران ظلایی امام است دوران سرکوب و اعدام و شکنجه!
ننگ بر شما بوقلمون صفتهای دروغگو!
پنجشنبه، شهریور ۰۲، ۱۳۹۱
مسابقه استقلال و پیروزی را با شعارهای خود به کابوس رژیم تبدیل کنیم
مهم و فوری => یک پیشنهاد به هم میهنان عزیز لطفا اشتراک بگزارید و اطلاع رسانی کنید وقت بسیار کم است همراه شو عزیز :
از امروز ظهر، خبری فیس بوک را فتح کرده و آن انتقال «میرحسین موسوی» به بیمارستان است. می دانیم موسوی ، همسرش و مهدی کروبی از اول اسفند ۸۹ در بازداشت خانگی هستند.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد با هر فکر و عقیده ای وابسته به هر جناح و حزب و گروهی باید امروز متحد شویم و خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی شویم.
تا چند ساعت دیگر، بازی استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی تهران برگزار می شود.و ده ها هزار نفر یدون مزاحمت امکان با هم بودن پیدا می کنند و فرصت مناسبی است برای اعتراضی بزرگ و بیان خواستها و شعارهای مشترک با هر عقیده و باوری از سبز تا سرخ امروز در ورزشگاه آزادی دست در دست هم دهیم و شعار دهیم :
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
موسوی و کروبی آزاد باید گردند
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر دیکتاتور
آزادی آزادی
و...
از امروز ظهر، خبری فیس بوک را فتح کرده و آن انتقال «میرحسین موسوی» به بیمارستان است. می دانیم موسوی ، همسرش و مهدی کروبی از اول اسفند ۸۹ در بازداشت خانگی هستند.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد با هر فکر و عقیده ای وابسته به هر جناح و حزب و گروهی باید امروز متحد شویم و خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی شویم.
تا چند ساعت دیگر، بازی استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی تهران برگزار می شود.و ده ها هزار نفر یدون مزاحمت امکان با هم بودن پیدا می کنند و فرصت مناسبی است برای اعتراضی بزرگ و بیان خواستها و شعارهای مشترک با هر عقیده و باوری از سبز تا سرخ امروز در ورزشگاه آزادی دست در دست هم دهیم و شعار دهیم :
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
موسوی و کروبی آزاد باید گردند
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر دیکتاتور
آزادی آزادی
و...
از فیسبوک با شنیدن خبر سقوط بشار اسد به خیابانها می ریزیم زنده باد انقلاب www.facebook.com/enqelab.iran
![]() |
| برای ورود به کمپین اعتراضات سراسری لطفا اینجا کلیک کنید |
پنجشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۱
نه غزه نه لبنان, اهر هریس ورزقان !
مهم و فوری : هم میهنان عزیز فقط امروز برای اطلاع رسانی وقت داریم لطفا همکاری کنید و اشتراک بگزارید از هر طریقی می توانید اطلاع رسانی کنید باتشکر
روز قدس را با شعار "نه غزه نه لبنان آذربایجان ایران" بر سر جمهوری اسلامی خراب کنیم ! همراه شو عزیز!
هم میهنان عزیز جمعه هفتمین روز درگذشت قربانیان زلزله آذربایجان است زلزله ای که صدها قربانی گرفت و فلب همه ما را به درد آورد یادشان را گرامی بداریم و به بی لیاقتی این رژیم ضد بشری اعتراض کنیم عامل اصلی این فاجعه جمهوری اسلامی است نه هیچ چیز دیگری !
این جمعه به اصطلاح روز قدس است یکی از روزهایی که جمهوری اسلامی با صرف هزینه های سرسام آور از جیب ملت سیاسیتهای تروریستی و ضد بشری خود را تبلیغ و تقویت می کند و با بهره گیری از امکانات و رسانه هایش و دروغپردازی سعی در خریدن آبرو و مشروعیت برای نظام جنایتکارش دارد
نظام بی آبرویی که حتی جان شهروندانش برایش ارزشی ندارد حکومتی که به جای تامین امنیت و رفاه مردم ثروت ایران را صرف برنامه ها و گروه های تروریستی و تندرو در جاهای مختلف دنیا می کند صرف غزه و لبنان و حفظ بشار اسد و... می کند
در آذربایجان فاجعه ملی رخ داده است و جمهوری اسلامی بی تفاوت به آن می خواهد برای تروریست های غزه و لبنان و بشار اسد حمایت جلب کند مردم را به خیابنها بکشد و بر طبل جنگ بکوبد
روز قدس را با شعار "نه غزه نه لبنان آذربایجان ایران" بر سر جمهوری اسلامی خراب کنیم ! همراه شو عزیز!
هم میهنان عزیز جمعه هفتمین روز درگذشت قربانیان زلزله آذربایجان است زلزله ای که صدها قربانی گرفت و فلب همه ما را به درد آورد یادشان را گرامی بداریم و به بی لیاقتی این رژیم ضد بشری اعتراض کنیم عامل اصلی این فاجعه جمهوری اسلامی است نه هیچ چیز دیگری !
این جمعه به اصطلاح روز قدس است یکی از روزهایی که جمهوری اسلامی با صرف هزینه های سرسام آور از جیب ملت سیاسیتهای تروریستی و ضد بشری خود را تبلیغ و تقویت می کند و با بهره گیری از امکانات و رسانه هایش و دروغپردازی سعی در خریدن آبرو و مشروعیت برای نظام جنایتکارش دارد
نظام بی آبرویی که حتی جان شهروندانش برایش ارزشی ندارد حکومتی که به جای تامین امنیت و رفاه مردم ثروت ایران را صرف برنامه ها و گروه های تروریستی و تندرو در جاهای مختلف دنیا می کند صرف غزه و لبنان و حفظ بشار اسد و... می کند
در آذربایجان فاجعه ملی رخ داده است و جمهوری اسلامی بی تفاوت به آن می خواهد برای تروریست های غزه و لبنان و بشار اسد حمایت جلب کند مردم را به خیابنها بکشد و بر طبل جنگ بکوبد
این فرصت را به رژیم ندهیم این روز را بر سرشان خراب کنیم فرصت مناسبی برای جمع شدن و اعتراض گسترده است
جمعه 27 مرداد به خیابانها بریزیم و با شعارهای :
نه غزه نه لبنان, اهر هریس ورزقان
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
نه غزه نه لبنان یاشاسین آذربایجان
نه سوریه نه لبنان آذربایجان ایران
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر جمهوری اسلامی زنده باد آزادی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
و...
این سیرک رژیم را به کابوس دیکتاتور تبدیل کنیم!
این آغازی است برای اعتراضات گسترده و قیامی سراسری در ایران با سقوط بشار اسد!
جمعه 27 مرداد به خیابانها بریزیم و با شعارهای :
نه غزه نه لبنان, اهر هریس ورزقان
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
نه غزه نه لبنان یاشاسین آذربایجان
نه سوریه نه لبنان آذربایجان ایران
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر جمهوری اسلامی زنده باد آزادی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
و...
این سیرک رژیم را به کابوس دیکتاتور تبدیل کنیم!
این آغازی است برای اعتراضات گسترده و قیامی سراسری در ایران با سقوط بشار اسد!
چهارشنبه، مرداد ۲۵، ۱۳۹۱
جمعه : نه غزه نه لبنان آذربایجان ایران !
مهم و فوری : هم میهنان عزیز موفقیت این حرکت در اطلاع رسانی سریع و به موقع است لطفا اشتراک بگزارید و اطلاع رسانی کنید باتشکر ...
روز قدس را با شعار "نه غزه نه لبنان آذربایجان ایران" بر سر جمهوری اسلامی خراب کنیم ! همراه شو عزیز!
هم میهنان عزیز جمعه هفتمین روز درگذشت قربانیان زلزله آذربایجان است زلزله ای که صدها قربانی گرفت و فلب همه ما را به درد آورد یادشان را گرامی بداریم و به بی لیاقتی این رژیم ضد بشری اعتراض کنیم عامل اصلی این فاجعه جمهوری اسلامی است نه هیچ چیز دیگری !
این جمعه به اصطلاح روز قدس است یکی از روزهایی که جمهوری اسلامی با صرف هزینه های سرسام آور از جیب ملت سیاسیتهای تروریستی و ضد بشری خود را تبلیغ و تقویت می کند و با بهره گیری از امکانات و رسانه هایش و دروغپردازی سعی در خریدن آبرو و مشروعیت برای نظام جنایتکارش دارد.
نظام بی آبرویی که حتی جان شهروندانش برایش ارزشی ندارد حکومتی که به جای تامین امنیت و رفاه مردم ثروت ایران را صرف برنامه ها و گروه های تروریستی و تندرو در جاهای مختلف دنیا می کند صرف غزه و لبنان و حفظ بشار اسد و... می کند.
در آذربایجان فاجعه ملی رخ داده است و جمهوری اسلامی بی تفاوت به آن می خواهد برای تروریست های غزه و لبنان و بشار اسد حمایت جلب کند مردم را به خیابنها بکشد و بر طبل جنگ بکوبد
این فرصت را به رژیم ندهیم این روز را بر سرشان خراب کنیم فرصت مناسبی برای جمع شدن و اعتراض گسترده است
جمعه 27 مرداد به خیابانها بریزیم و با شعارهای :
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
نه غزه نه لبنان یاشاسین آذربایجان
نه سوریه نه لبنان آذربایجان ایران
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر جمهوری اسلامی زنده باد آزادی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
و...
این سیرک رژیم را به کابوس دیکتاتور تبدیل کنیم
این آغازی است برای اعتراضات گسترده و قیامی سراسری در ایران با سقوط بشار اسد
روز قدس را با شعار "نه غزه نه لبنان آذربایجان ایران" بر سر جمهوری اسلامی خراب کنیم ! همراه شو عزیز!
هم میهنان عزیز جمعه هفتمین روز درگذشت قربانیان زلزله آذربایجان است زلزله ای که صدها قربانی گرفت و فلب همه ما را به درد آورد یادشان را گرامی بداریم و به بی لیاقتی این رژیم ضد بشری اعتراض کنیم عامل اصلی این فاجعه جمهوری اسلامی است نه هیچ چیز دیگری !
این جمعه به اصطلاح روز قدس است یکی از روزهایی که جمهوری اسلامی با صرف هزینه های سرسام آور از جیب ملت سیاسیتهای تروریستی و ضد بشری خود را تبلیغ و تقویت می کند و با بهره گیری از امکانات و رسانه هایش و دروغپردازی سعی در خریدن آبرو و مشروعیت برای نظام جنایتکارش دارد.
نظام بی آبرویی که حتی جان شهروندانش برایش ارزشی ندارد حکومتی که به جای تامین امنیت و رفاه مردم ثروت ایران را صرف برنامه ها و گروه های تروریستی و تندرو در جاهای مختلف دنیا می کند صرف غزه و لبنان و حفظ بشار اسد و... می کند.
در آذربایجان فاجعه ملی رخ داده است و جمهوری اسلامی بی تفاوت به آن می خواهد برای تروریست های غزه و لبنان و بشار اسد حمایت جلب کند مردم را به خیابنها بکشد و بر طبل جنگ بکوبد
این فرصت را به رژیم ندهیم این روز را بر سرشان خراب کنیم فرصت مناسبی برای جمع شدن و اعتراض گسترده است
جمعه 27 مرداد به خیابانها بریزیم و با شعارهای :
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
نه غزه نه لبنان یاشاسین آذربایجان
نه سوریه نه لبنان آذربایجان ایران
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر جمهوری اسلامی زنده باد آزادی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
و...
این سیرک رژیم را به کابوس دیکتاتور تبدیل کنیم
این آغازی است برای اعتراضات گسترده و قیامی سراسری در ایران با سقوط بشار اسد
اشتراک در:
پستها (Atom)








.jpg)
