شنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۹۰

تولدی دوباره برای نژادپرستی و انسان ستیزی ...جنگ ناسیونالیسم کرد و ناسیونالیسم محسن نامجو !

از فیسبوک اتحاد جوانان مبارز ایران برای ورود  کلیک کنید

محسن نامجو نامه ای برای اصغر فرهادی نوشته که جنگ بزرگی به راه انداخته حداقل در دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی به یکی از موضوعات داغ تبدیل شده و همه در حال صف بندی هستند یارکشی هم می کنند! این نامه نوشتن هم چه مکافاتی شده ها! در این نامه محسن نامجو از اصغر فرهادی تقدیر و ستایش می کند و غیرمستقیم بهمن قبادی را نقد و حتی مسخره می کند و زبان کردی و زبانهای غیر فارسی را مهجور می خواند !  
من به آزادی بی قید و شرط بیان باور دارم و هرکسی باید آزاد باشد به هرشکل و شیوه ای عقیده خود را بیان کند حتی افکاری که توهین و اهانت و ... تلقی می شوند اگر به آزادی معتقدیم در این نباید شک کنیم به جای فحاشی و عصبانیت شما هم بشینید نقد بنویسید نامه بنویسید مقدس گرایی را کنار بگزارید خود را به سلاح اندیشه و تفکر مجهز کنید نه مانند مذهبیون با فتوی و وامصیبتا و کشتن و خفه کردن مسایل را حل کنید ! قسمتی از متن نامه محسن نامجو را اینجا میزارم برای دوستانی که هنوز یارکشی نشدند یاشدند در حال جنگند :
در اين لحظه دوست دارم از خيلى چيزها بنويسم از اين ١٨ سال كه گذشته،از لايه هاىتو در توى فيلمش،از سادگى اموزنده ى روندى كه او به عنوان يك شهروند/ارتيست طى كرد،از ذوق شكسته شدن طلسم ان سينمايى كه ايران را يك روستاى بزرگ پر از ادمهاى فقير و شاعر به جهانيان معرفى مى كرد كه اكثراً به زبان كردى يا لهجه هاى دور افتاده صحبت مى كنند و ذره اى از تناقضات انسان مدرن در وجودشان نيست ...
بازتاب این نامه در فضای مجازی سرو صدای زیادی به پا کرده عده ای فحاشی می کنند و وامصیبتا سرمیدهند عده ای صفحه می زنند و دشنام میدهند عده ای آهنگ کوردی میزارند و به اصالت کردی می بالند و سرچشمه هنر را ادبیات کردی می خوانند و عده ایی هرچیزی که رنگ و بوی کردی دارد را مقدس کرده اند و به دار و دیوار می زنند و منشا پیشرفت و هنر بشریتش میدانند و عده ای هم از محسن نامجو حمایت می کنند و الا آخر خلاصه بلبشوی شده که نگو یه چیزی تو مایه های جنگ ستارگان ! حالا به دنیای واقعی نکشه خوبه وگرنه واویلا میشه !
متن نامه محسن نامجو هرچه باشد و از هر موضع و دیدگاهی و با هر هدفی باشد خوب یا بد باید این نکته را مد نظر داشت ایشان هم حق خودشان است که ابراز نظر کنند مثل ما و شما ! ا من نمی خواهم قضاوت اخلاقی بکنم رویدادهارا با اخلاقیات نمی شود قضاوت کرد اکثر نظرات موضعگیری ها و اظهار نظراتی که تاکنون دیدم از یک دیدگاه بسیار احساساتی پرخاشگرانه و ناسیونالیستی قوم پرست کردی فراتر نرفته انگار نقدکردن در این دنیا جرم است و اگر مساله مورد انتقاد کردها باشند دیگر گناه کبیره است و حتما ناقد را در آتش باید سوزاند! یه چیزی تو مایه های خلیج فارس و کوروش کبیر که حتی ندونیم چیه هم باید رگ غیرته بزنه بالا در حد خون آشام ! محسن نامجو برای من هیچگاه هنرمندی مدرن و دوست داشتنی نبوده و الانم چون زیاد سر و صدا شده دربارش می نویسم چندبار هم بیشتر آهنگاش رو گوش ندادم ولی این حق خودش است که اظهار نظر کند و نامه بنویسد و به هرکس می خواهد ابراز علاقه کند و از هرکسی ابراز انزجار شما هم بکنید کسی جلوتون رو نگرفته همین الان می تونید برای بان کی مون هم نامه بنویسید و حتی به خامنه ای هم میشه نامه نوشت ! خیلی دارند به مقام عظمی نامه میدن یکی هست الان 33 تا نوشته بنده خدا دریغ از یه جواب !
متاسفانه خیلی ها اشتباه محسن نامجو را تکرار می کنند و از همان دید به نقدش می پردازند که شما فارس ها و... یعنی خون را با خون شستن چشم در برابر چشم و برو تا آخرش از این حرف ها در صورتی که باید این دیدگاه ناسیونالیستی نامجو و نامجوها چه تو اردوگاه این وری ها چه اون وری ها به قول دوستان البته نقد بشود نه اینکه ماهم تبدیل به نژاد پرست قوم پرست و یا یک ناسیونالیست دو آتیشه بشیم چون یکی داره ناسیونالیستی به زبان کردی حمله می کنه >؟
مهجور خواندن زبان های غیر فارسی و عقب مانده دانستن مردم زحمت کش و شرافتمند تنها نشانه درجه نا آگاهی و ناسیونالیسم ضد بشری نامجو است ! کاش دوستان به جای نقد از دیدگاه ناسیونالیستی و کردایتی به شیوه ای دیگر به نقد ایشان می پرداختید.هرچند باز هم این حق هرکسی است که انگونه که می خواهد نظرات خود را بیان کنند اما ناسیونالیسم تنها دشمنی و کینه و نفرت را بین انسانها ایجاد می کند و باعث شکاف و تفرقه می شود چیزی که دیکتاتوری ها صدها سال است برای ان تلاش می کنند ناسیونالیسم پرتگاه بشریت است همین پرتگاهی که محسن نامجو از این طرفش به پایین افتاده و کردی حرف زدن را عقب مانده می داند و از این طرف ناسیونالیسم کرد دقیقا از این ور بام پایین افتاده و ... آخر این نوع تفکرات به این میرسه که با پلاک یه شهر کردی نتونی بری شهر فارس نشین و بالعکس شایدم با یه یوزی بشه رفت حالا بستگی به قدرت این ناسیونالیسم داره !؟
اما برداشت خود من از نامه نه چندان مهم محسن نامجو که این همه الکی مهم شده که کاش نمی شد چون تنها نتیجه آن نژاد پرستی و دشمنی بین انسانهاست و هیچ :
محسن نامجو از مدرن بودن و تناقضات مدرن می نویسد و انگار که فیلم آقای فرهادی دیگه آخر این حرفاست و فیلمهای بهمن قبادی نقطه مقابل این ؟! داداش یه کم یواش باهم بریم حالا درسته داره اسکاری هم میشه اما این بحث چه ارتباطی به مدرن بودن داره ؟ هرفیلمی رفت اشکار نشانه تناقضاته مدرنه ؟ آقای نامجو شما که سعی داشتید قرآن را با موسیقی بخوانید قرآنی که نماد عقب ماندگی و ارتجاع و شکنجه و ... است شما مدرنید ! معیارهای شما برای مدرن بودن چیست قاطی کردن سنت و مدرنیته یا همان پست مدرنیزم ! بابا این مدل که خیلی وقته تاریخ مصرفش گذشته تیوریهای دنیای غرب برای سلطه بر کشورهای دیگر و مماشات با دیکتاتوری ها اگر کسی اینگونه نباشد مدرن نیست باید حتما شکل عجیبی داشته باشی یا حرکات عجیب یا از کاهو و کلم و کوکو و قرآن بگی اون وقت میشی مدرن ؟ اگه از ادمهای همین جامعه که در سخت ترین شرایط زندگی می کنند در روستاهای مرزی در فقر و فلاکت اون وقت عقب مونده ای ؟ کسانی که هر روز جونشون رو کف دستشون میزارند برای امرار معاش خود و خانواده در بدترین شرایط و وحشتناکترین محیط تکه نانی را به تحمل طاقت فرساترین کارها به دست می آورند از این آدما گفتن که قربانی نظام اسلامی و تبعیض و ظلم شدند عقب موندگی و دور از مدرنیته ؟ اما نوحه و روضه خوندن با تار و سه تار مدرن بودنه ؟ نمردیم و معنی مدرن بودنم فهمیدیم والا !
شما که به خاطر یک حکم قضایی به ... کردن افتادید و توبه کردید و خیر این مدرن بودنتان را به لقایش بخشیدید! در همانجایی که با آیه های قرآن شما انسانهارا دار می زنند سنگسار می کنند کور می کنند تجاوز می کنند و ... در همانجایی که زندانیان سیاسی سالهاست زیرشکنجه های جمهوری اسلامی آزادی را فریاد می زنند و پز مدرن بودن هم نمی زنند حالاکه ویزای اروپا گرفتید دوباره شدید سنت شکن و مدرن ؟ چرا آنجا نامه ندادید چر الانم در مقابل این فجایع سکوت می کنید ! ما که چیزی ار این چیزا در شما ندیدیم من با سینمای بهمن قبادی به شخصه نزدیکی چندانی ندرام ولی دوسش دارم و براش احترام قایلم نه به خاطر کرد بودنش به خاطر اینکه لایق دوست داشتن و احترام به خاطر اینکه فیلمساز موفقیه فیلمسازیه که حرف برای گفتن داره با معیارهای مدرن فیلمسازی که شک دارم چیزی از اونا بدونید آقای نامجو کرد بودن جرم نیست همانطور که فارس بودن یست و همانطور که عرب بودن ترک بودن هم نیست ملیت بهمن بهمن برای من مهم نیست ولی قدرت و پشتکار بهمن برای من ستودنی است و یکی از الگوهای منه همانطور که دیوید لینچ و بهرام بیضایی هم برام عزیزن و الگو هستند! درخشیدن هایش در جشنواره ها جواب زحمتها و تواناییهایش است شما میدانید ساخت یک فیلم در ایران آن هم در آن شرایط چه توانایی بزرگی می خواهد ؟! همانگونه که شما می خواهید قرآن به خورد مردم بدهید با موسیقی بهمن هم حق دارد هنرش را که سینماست را به دغدغه هایش که مردم همین دهات مرزی و جنگ و فقر و .. است اختصاص بدهد و از دیدگاه خود دنیایش را به تصویر بکشد چرا این مایه ننگ است ولی مال شما مدرنیته و قابل تحسین ؟ ! چرا به زبانی غیر از فارسی فیلم ساختن موسیقی نواختن جرم است ؟ چرا ؟ حتما مایکل جکسون هم عقب موندست ! بگید همه عقب موندن و از مدرنیته چیزی حالیشون نیست و خیلاص !
محسن نامجو زبان وسیله ارتباط انسانهاست نه برتری آنها و نه وسیله تحقیر و ننگ آنها! حال از این هم بگزریم که فیلم جدایی نادر از سیمین هم چندان تناقضات مدرنی درش نیست و اوضاع سیاسی حاکم بر ایران و فضای سیاسی جشنواره ها در درخشش این فیلم بی تاثیر نبودند هرچند فیلمی قوی است و من به شخصه دوسش دارم و آرزو می کنم اسکار را هم ببرد ولی سرشار از تناقضات مدرن و پیغام مدرن بودن هم نیست این دیگر فهمیدنش موی ژولیده و ادا اطفارهای روشنفکرانه نمی خواهد ! این انتقاد شما و این تقدیر شما نه از جنبه هنری بلکه از جنبه غیر هنری بودن شماست نشان از ناسیونالیسم شماست که فکر می کنید چون یک کارگردانی که به زبانی که شما با آن صحبت می کنید فیلم ساخته باعث افتخار شماست و آن دیگری مایه ننگ شما ! محسن جان سلحشور و شمقدر ی و ده نمکی ها و... نیز به زبان فارسی فیلم میسازند به جان تو !
البته این نوع دیدگاه تنها کوته فکری و ساده نگری است تنها کسانی که چیزی برای گفتن ندارند به صفت های انتسابی افتخار می کنند نه اکتسابیشان ! شما فکر می کنید فیلمی بازبان فارسی از فیلمی بازبان کردی ترکی و آذری بهتر است و مدرن تر ! و نماینده واقعی مردم ایران است محسن نامجو بهتر به جای این تحلیل ها کمی سینما یاد بگیری زبان سینما زبان فارسی و انگلیسی و کردی نیست زبانی جهانی است که سالهای سال است میلیونها نفر با آن زندگی می کنند وکار می کنند و دنیاهایشان را به اشتراک میگزارند ... انسانها در اینکه کجا بدنیا بیایند انتخابی ندارند و در انتخاب رنگ زبان نژاد وخیلی چیزهای دیگر هم انتخابی ندارند من اگه انتخاب داشتم شاید دوست داشتم تو مریخ دنیا بیام باور نمی کنی خوب نکن !رنگ زبان نژاد نه مایه ننگ است نه افتخار تنها چیزی که مایه افتخار است انسانیت است ! انسانیت نه رنگ دارد نه نژاد شما از دیدگاه ناسیونالیسم ایرانی نامه می نویسید و فکر می کنید خیلی مدرنید ما هم از دیدگاه انسانی جوابتان را میدهیم ! این افکار شما صدسال است که در همان جوامع مدرن منسوخ شده و جز گروه های فاشیستی و نیو نازی ها کسی آن را استفاده نمی کند شما که آنجا زندگی می کنید این را که باید بفهید اگر راجب سینما هم نمیدانید بدانید زبان سینما زبان بازیگران فیلم نیست زبان سینما زبانی هنری است زبان نور و رنگ و قاب و کارگردانی و پلان و میزان سن و احساس است زبان لهجه و گویش انسانها تنها وسیله ارتباط بین انسانهاست نه تحقیر آنها و نه مایه افتخار آنها ...
از ما گفتن بود ...

هیچ نظری موجود نیست: